مشکوک
از کلمات شروع می کنم
از گُل که در می شکفد می آید
از او که در می آید می رود
ما!................تنها نبودی
مردی که با چتر می آمد با عصا رفت
یادت هست؟
درختانی بود همه از جنس هیزم
برگ هایی بود همه از نوعِ سبز
نگو پس کجا رفت؟
آن که گوشش را همه جا می گذارد سرِ شلوغی دارد
آن که سرش را همه جا می گذارد گوش های شلوغی
ما به خورشید محکمی دست داده ایم
بگویید
در چمنزار لکّه ی خونی پیدا شده سبز
بگویید که ما تنها نیست
از کلّه تا کلمه
کودک به دقت به دنیا آمد
مادر با سینه هایی به دقت دوشیده
که چگونه که این دو به هم نمی رسند
آهسته به هم نمی رسند
ما را به یاد می آورند
در حالی که از یاد می روند
از یاد نبر شیر ترش بودار را
بودار، دقت کلمه بود
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۹/۲۷ ساعت 12:39 AM توسط لیلا مهرپویا
|